خلوتی با مولانا
بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اندر آن بودیم کان شخص از عسسراند اندر باغ از خوفی فرس
۲
بود اندر باغ آن صاحبجمالکز غمش این در عنا بد هشت سال
۳
سایهٔ او را نبود امکان دیدهمچو عنقا وصف او را میشنید
۴
جز یکی لقیه که اول از قضابر وی افتاد و شد او را دلربا
صفحهٔ ۱ از ۱۱