خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم از پرتو روی چنان میگرددکه دل از آتش او آب روان میگردد
۲
هرچه پیداست نهان میشود از دیده جانچون بر آن دیده جمال تو عیان میگردد
۳
هرکه از تو اثر نام و نشان مییابداز خود او بیاثر و نام و نشان میگردد
۴
چون ز جان، جان جهان جمله نهان گشت به کلآنچه جان طالب آن است، همان میگردد
صفحهٔ ۱ از ۳