خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست ساقی خبر از حام و سبوئی داردتو مپندار که او مستی ازین می دارد
۲
هیچ با هوش نیاید نفسی از مستیآنکه از ساقی جان جام پیاپی دارد
۳
دل برقص است از آن نغمه که گردون در چرخمست از وی نه سماع از دف و از نی دارد
۴
یکنفس نیست دلم از نظر وی خالیهرچه دارد دل من از نظر وی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳