خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دلیست که در وی بغیر دوست نگنجددرین حضیره هر آنکس که غیر اوست نگنجد
۲
ز مغز و پوست برون آ که در حضیره قدسکسی نیامده بیرون ز مغز و پوست نگنجد
۳
سرای حضرت جانان ز رنگ و بوست مقدسدر آن سرای کسی را که رنگ و بوست نگنجد
۴
چو آینه همگی روی باش بهر تجلیکه روی او بدلی کان نه کان نه جمله دوست نگنجد
صفحهٔ ۱ از ۳