شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز چشم من توئی در جمال خود نگرانچرا جمال تو از خویشتن شود پنهان
۲
چو حسن روی ترا کس ندید جز چشمتپس از چه روی، من خسته گشته ام حیران
۳
اگر نه در خم چوگان زلف تست دلمبگوی تا که چرا شد گوی سرگردان
۴
مپوش روی ز چشمم مشو ز من پنهاننمی سزد که نهان گردد از گدا سلطان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth