خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۱۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق من حسن ترا درخور اگر هست بگوچون منت در دو جهان مظهر اگر هست بگو
۲
منظری نیست ترا بِه زدل و دیده منزین دل و دیده نظر بهتر اگر هست بگو
۳
غیر سودای تو اندر دل ما چیزی نیستغیر سودای توام در سر اگر هست بگو
۴
زیور حسن تو دایم نظر عشاق استحسن را بهتر ازین زیور اگر هست بگو
صفحهٔ ۱ از ۳