شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد

دفتر چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن یکی افتاد بیهوش و خمیدچونک در بازار عطاران رسید
۲
بوی عطرش زد ز عطاران رادتا بگردیدش سر و بر جا فتاد
۳
هم‌چو مردار اوفتاد او بی‌خبرنیم روز اندر میان ره‌گذر
۴
جمع آمد خلق بر وی آن زمانجملگان لاحول‌گو درمان کنان
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth