شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش شیران دعوی شیری مکن چون روبهینا خوش است از زشت و لاغر لاف حسن و فربهی
۲
خوش نباشد با اسیری از امیری دم زدنزشت باشد با گدائی لاف و دعوی شهی
۳
تو سلیمانی ولیکن دیو دارد خاتمتیوسفی اما عزیز من هنوز اندر چهی
۴
دعوی ناکرده خودرا از خودی خود بخودخلق را دعوی بخود کردن بود از ابلهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth