شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آفتاب رویت هرسو فکنده تابیوی از فروغ مهرت هر ذرّه آفتابی
۲
از کیست قدر رویت چون نیست غیر تو کسهر لحظه در لباسی هر لحمه در نقابی
۳
ساقی و باده چون نیست الّا یکی پس از چهدر هر طرف فتاده مستی است از شرابی
۴
دست تو در گل ما مهر تو در دل مانوریست در ظلامی، گنجی است در خرابی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth