خلوتی با نیر تبریزی
بخش ۳۳ - حکایت آمدن غراب بر سر بام فاطمهٔ صغری دختر آن جناب
آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از پس قتل خدیو مستطابآمد از گردون یکی مشکین غراب
۲
پر فرو برد اندر آن خون رطیبشد به یثرب باز نالان با نعیب
۳
بر نشست آن مرغ رنگین پر و بالبر لب بام خدیو ذوالجلال
۴
دخت شه از خوابگه بیرون دویددید مرغی لیک بس ناخوش نوید
صفحهٔ ۱ از ۸