خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست استباحذر باش که از مست کسی طرف نبستهست
۲
کس چه سان از تو برد جان که زدنباله حشمتحشم ناز و فنون تا نگری دست بدست است
۳
کام من از تو همین بس که بپای تو نهم سرکه مرا پایه ز اندازه بالای تو پست است
۴
نیست از پیچش موی تو مرا روی رهائیکاین بلائی است ، که پابندِ من از روزِ الست است
صفحهٔ ۱ از ۳