خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لوحش الله صنما این چه دهان است و لب استخوشهچینان به هم آیید که وقت رطب است
۲
نه در اندیشه فردا و نه در حسرت دوشالله الله شب وصل تو چه فرخنده شب است
۳
در قیامت می کوثر ز تو باد ایزآمدمستی اشتر بختی نه زآب عنب است
۴
شکر است آن نه تکلم رطبست آن نه دهاننمکست آن نه تبسم عسل است آن نه لب است
صفحهٔ ۱ از ۵