خلوتی با مولانا
بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدسالله سره
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر تختی شنید آن نیکنامطقطقی و های و هویی شب ز بام
۲
گامهای تند بر بام سراگفت با خود این چنین زهره کرا
۳
بانگ زد بر روزن قصر او که کیستاین نباشد آدمی مانا پریست
۴
سر فرو کردند قومی بوالعجبما همی گردیم شب بهر طلب
صفحهٔ ۱ از ۴