شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون من جای می ار خورد لبش نوشش بادلیک عهد لبش امّید که در گوشش باد
۲
خیره‌رویی که خطا بر قلمِ صُنع گرفتشرم از این چشم و لب و زلف و بناگوشش باد
۳
تا سپاه خط سبزش به در آید به قصاصلب من بر لب چون خون سیاووشش باد
۴
گفتمش چیست میان دو لبت گفت که هیچای دلم برخی ابهام لب نوشش باد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth