خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانهایترسم فتد به خرمن ماهت زبانهای
۲
دارم بدل دو دست که آنچشم جانشکارجز من بتیر خویش نیاید نشانهای
۳
تنها نه من ز جور تو بیخانمان شدمنگذاشت آتش تو در این شهر خانهای
۴
بر بوی زلف خم بخمت با گلاب اشگچشمم کند ترا زمژه هر لحظه شانهای
صفحهٔ ۱ از ۳