خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۳۹
سایر اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندیدم در وطن روی نشاط آخر سفر کردمبحمدالله دری جُستم چو خود را دربهدر کردم
۲
غبار کعبهٔ مقصود تا کحلالبصر کردمسراسر روی جانان بود بر هرسو نظر کردم
۳
ز اکسیر غمی شد زرد رخسارم بحمداللهکه تعمیر خرابیهای خود با خشت زر کردم
۴
دم مار است با زلف سیاه ای دل مکن بازیعلی الله اختیار خویش داری من خبر کردم
صفحهٔ ۱ از ۲