خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۴۸
سایر اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که آزاد ز زنجیر بلا و محن استتار زلف تو و را رشتۀ جانست و تن است
۲
به سر زلف تو سوگند که پیمان تو مننشکنم گرچه سر زلف تو پیمانشکن است
۳
دل خریدار دو ابروی کجت شد آریمشتری میل سوی قوس کند کِش وطن است
۴
مهلتی دردهم ای هجر زمانی که مرارازها با لب آن خسرو شیریندهن است
صفحهٔ ۱ از ۱