خلوتی با نیر تبریزی
بخش ۱۸ - ایضاً
لآلی منظومه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نادم نئی ز دور خود ای آسمان هنوزدشمن بگریه آمد و تو سرگران هنوز
۲
شرمت نشد فرات که لب تشنه جان حسینبسپرد در کنار تو و تو روان هنوز
۳
غلطان بخون برادر با جان برابرمدردا که زنده ام من نامهربان هنوز
۴
ایشاه تشنه لب که برید از قفا سرتکاید صدای العطشش بر سنان هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲