شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم سبزواری

شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ مامی‌دهد تاب به مهر فلک آیینهٔ ما
۲
راست شد بر قد ما خلعت سلطانی گلکه بود گنج وجود تو بگنجینهٔ ما
۳
گر همه کین رقیبست ز دل برکندیمکی سزد غیر تو در سینهٔ بی کینهٔ ما
۴
غم عشق تو چو حسنت نپذیرد انجامآری آغاز ندارد غم دیرینهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth