خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل نخوری محنت و اندوه که چندتاز یار و دیار ار ببریدند برندت
۲
تا قدر شب قدر وصالش نشناسیدر تاری از آن طره فکندند به بندت
۳
هر چیز که بینی ز زمانی و زمینیتا مثل شوندت ز قفا جمله دوندت
۴
آن شاهد نغزی که بهر پوست چو مغزیای نطق نلغزد بدوئی پای سمندت
صفحهٔ ۱ از ۲