خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هندوی خال رخش باج ز عنبر گرفتپستهٔ جان پرورش شهد ز شکر گرفت
۲
دور رخش بردمید طرهٔ شبرنگ اولشکر دلها کشید خسر و خاور گرفت
۳
نرگس شهلاش مست بود همانا که اوتیغ ز ابرو کشید و زمژه خنجر گرفت
۴
ابروی پیوست تو بر مه و خور طعنه زدچشم سیه مست تو عیب بعبهر گرفت
صفحهٔ ۱ از ۵