شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم سبزواری

شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بودمرا از رشک بر لب جان و می خونابهٔ دل بود
۲
ز کنج بیضه تا رفتم پرم در دام افتادمبه عمرم گر پر افشاندم همان در وقت بسمل بود
۳
بگشتم صفحهٔ روی زمین هر خطه پیمودمبه غیر از نقش زیبای تو یکسر نقش باطل بود
۴
همانا از تو نوری تافت بر آدم که شد مسجودوگرنه کی چنین تعظیم بهر قبضهٔ گل بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth