خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان گیرئی کز سیاهی برآیدز شمشیر ابروی ماهی برآید
۲
هر افسون و نیرنگ کآید ببابلز جادوی زلف سیاهی برآید
۳
جوانا مبر جور ز اندازه ترسمکه از سینه گرمی آهی برآید
۴
چو افتاده ما را که کام دگرهااگر از تو گاهی نه گاهی برآید
صفحهٔ ۱ از ۳