خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۱۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنانسخنت آب حیاتست و دهان نیز چنان
۲
نیست ریحان چوخطت نافهٔ چین نیز چنینسرو نبود چو قدت نخل جنان نیز چنان
۳
سرکه پامال تو ای سروروان گشت چه غمسر نثار قدمت نقد روان نیز چنان
۴
گرچه فحش است بکاغذ دوسه حرفی بنویسکه چو شهد است بیان تو بَنان نیز چنان
صفحهٔ ۱ از ۲