خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی راهرگز نتوان دید جمال احدی را
۲
با خود نظری داشت که بر لوح قلم زدکلک ازلی نقش جمال ابدی را
۳
جانها فلکی گردد، اگر این تن خاکیبیرون کند از خود صفت دیو و ددی را
۴
در رقص درآید فلک از زمزمه عشقچونان که شتر بشنود آهنگ حدی را
صفحهٔ ۱ از ۳