خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟جان را فدا نساخته، جانانت آرزوست؟
۲
نازرده پای در طلب از زخم نیش خارسِیرِ گُل و صفای گُلستانت آرزوست؟
۳
چون کودکانِ بیخبر از راه و رسمِ عشقروزِ وصالِ بی شبِ هجرانت آرزوست؟
۴
بیرون نکرده دیوِ طبیعت ز مُلکِ تناهریمنا! نگینِ سلیمانت آرزوست؟
صفحهٔ ۱ از ۲