خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می خور که هر که می نخورد فصل نوبهارپیوسته خون دل خورد از دست روزگار
۲
می در بهار صیقل دلهای آگه استاز دست یار خاصه به آهنگ چنگ و تار
۳
در عهد گل ز دست مده جام باده راکاین باشد از حقیقت جمشید یادگار
۴
صحن چمن چو وادی ایمن شد ای عزیزگل برفروخت آتش موسی ز شاخسار
صفحهٔ ۱ از ۲