شعر را زندگی کن
خلوتی با وحدت کرمانشاهی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دلکی به یاد آیدش از حال گرفتاری دل
۲
بس که دل بر سر دل ریخته‌ای دل به رهشکه تو را نیست دگر راه ز بسیاری دل
۳
غیر عناب لب و نار رخ و سیب زنخنکند هیچ علاج دل و بیماری دل
۴
دل ز بیداد تو خون گشت و به دل عرضه نکردآن جفای تو و آن رحم و وفاداری دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth