خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر اوشد از میان منی و جلوه کرد نحن هو
۲
من از میان چو شدم دوست در میان آمدمه آشکار شود ابر چون شود یک سو
۳
ز یمن عشق شبم را نمود چون شب عیدهلالوار چو بنمود گوشه ابرو
۴
بیا بیا که ز یاد تو آنچنان مستمکه مست میشود از من شراب و جام و سبو
صفحهٔ ۱ از ۳