خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا شب افغان شبی یا سحر آه سحریمیکند زین دو یکی در دل جانان اثری
۲
خرم آن روز که از این قفس تن برهمبه هوای سر کویت بزنم بال و پری
۳
در هوای تو به بی پا و سری شهره شدمیافتم در سر کوی تو عجب پا و سری
۴
آنچه خود داشتم اندر سر سوادی تو رفتحالیا بر سر راهت منم و چشم تری
صفحهٔ ۱ از ۲