خلوتی با عنصرالمعالی
باب نهم: اندر ترتیب پیری و جوانی
قابوسنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پسر هر چند جوانی پیرعقل باش، نگویم که جوانی مکن ولکن جوان خویشتندار باش و از جوانان پژمرده مباش، جوان شاطر نیکو بود، چنانکه ارسطاطالیس حکیم گفت: «الشباب نوع من الجنون» و نیز از جوانان جاهل مباش که از شاطری بلا نخیزد و از کاهلی بلا خیزد و بهرهٔ خویش از جوانی بهحسب طاقت بردار، که چون پیر شوی خود نتوانی، چنانکه آن پیر گفت که «چندین مال بخوردم، در وقت جوانی و خوبرویان مرا نخواستند، چون پیر شدم من ایشان را نمیخواهم» بیت:
۲
سبحان الله درین جوانی و هوسروز و شبم اندیشه همین بودی بس
۳
کاندر پیری ز من بباید کس راخود پیر شدم مرا نبایست از کس
۴
و هر چند جوان باشی خدای را عزّ و جلّ فراموش مکن، بههیچ وقت و از مرگ ایمن مباش که مرگ نه بر پیری بوَد و نه به جوانی، چنانک عسجدی گفت:
صفحهٔ ۱ از ۸