شعر را زندگی کن
خلوتی با عنصرالمعالی

باب بیستم:اندر کارزار کردن

قابوس‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پسر، چون در کارزار باشی آنجا درنگ و سستی شرط نیست، چنانک بیش از آنک خصم بر تو شام خورد تو بر وی چاشت خورده باشی و چون در میان کارزار افتاده باشی هیچ تقصیر مکن و بر جان خود مبخشای، که کسی را که به گور باید خفتن به خانه نخسپد به هیچ حال، چنانک من گفتم به زفان طبری {رباعی:
۲
سی دشمن بشر تو داری رمونهنهراسم و رمیر کهون وردونه
۳
چنین گنه دونا که: بوین هرزونهبگور خته نخسه آنکس بخونه}
۴
و هم این معنی را به پارسی گویم، تا همه کس را معلوم شود:
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth