خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو جان خیال لبش در درون بگردانددرون پرده دلم را به خون بگرداند
۲
اگر چه عقل به تدبیر میکشد دل رافسون چشم تواش با فنون بگرداند
۳
خرد که موی شکافد به فن و دانش و هوشقضای سابق و تقدیر چون بگرداند
۴
طبیب درد سر خود همی دهد هیهاتکه با دوار دماغ این جنون بگرداند
صفحهٔ ۱ از ۲