خلوتی با مولانا
بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جست
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک زنی آمد به پیش مرتضیگفت شد بر ناودان طفلی مرا
۲
گرش میخوانم نمیآید به دستور هلم ترسم که افتد او به پست
۳
نیست عاقل تا که دریابد چون ماگر بگویم کز خطر سوی من آ
۴
هم اشارت را نمیداند به دستور بداند نشنود این هم بدست
صفحهٔ ۱ از ۱۷