خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا گر هجر دل بر آتش است و دیده دریا همکجا دل می کشد با باغ و با گل گشت و صحرا هم
۲
سگانت را به روزعرض هر یک را نهی کامیچه شد گر یاد آری در میان مردم از ما هم
۳
مرا یک روز خالی نیست از دردت دلم یکدمنمی خواهم که بی درد تو باشم روز فردا هم
۴
به تشریف شهادت چون رسانی جان مشتاقانبدین دولت مزین ساز از تیغ تو ما ر ا هم
صفحهٔ ۱ از ۲