خلوتی با نظامی عروضی
بخش ۷ - حکایت شش - مأمون و دختر فضل ذوالریاستین
مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در عهد دولت آل عباس رضی الله عنهم خواجگان شگرف خاستند و حال برامِکه خود معروف و مشهور است که صِلات و بخشش ایشان بر چه درجه و مرتبه بوده است.
۲
اما حسن سهل ذوالریاستین و فضل برادرش که از آسمان درگذشتند تا به درجهای که مأمون دختر فضل را خطبت کرد و بخواست.
۳
و آن دختری بود که در جمال بر کمال بود و در فضل بی مثال. و قرار بر آن بود که مأمون به خانهٔ عروس رود و یک ماه آنجا مقام کند و بعد از یک ماه به خانهٔ خویش باز آید با عروس.
۴
این روز که نوبت رفتن بود چنان که رسم است خواست که جامهای بهتر پوشد و مأمون پیوسته سیاه پوشیدی و مردمان چنان گمان بردند که بدان همیپوشد که شِعار عباسیان سیاه است.
صفحهٔ ۱ از ۵