شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی عروضی

بخش ۶ - حکایت پنج - جنون داودی

مقالت سوم: در علم نجوم و غزارت منجم در آن علم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محمود داودی پسر ابوالقاسم داودی عظیم معتوه بود بلکه مجنون و از علم نجوم بیشتر حظی نداشت و از اعمال نجوم مولودگری دانستی و در مقومیش اشکال بود که هست یا نه و خدمت امیرداد ابوبکر بن مسعود کردی به پنج دیه، اما احکام او بیشتر قریب صواب بودی.
۲
و در دیوانگی تا به درجه‌ای بود که خداوند من ملک الجبال امیرداد را جفتی سگ غوری فرستاده بود سخت بزرگ و مهیب. او به اختیار خویش با آن هر دو سگ جنگ کرد و از ایشان به سلامت بجست.
۳
و بعد از آن به سال‌ها در هری به بازار عطاران بر دکان مقری حداد طبیب با جماعتی از اهل فضل نشسته بودیم و از هر جنس سخن همی‌رفت. مگر بر لفظ یکی از آن افاضل برفت که: «بزرگ مردا که ابوعلی سینا بوده است.»
۴
او را دیدم که در خشم شد و رگ‌های گردن از جای برخاست و ستبر شد و همه امارات غضب بر وی پدید آمد و گفت:
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth