شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۹ - فی مدح السلطان ابواسحق اناراللّه برهانه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسیم غالیه سای است و صبح غالیه بارکجاست ساقی و کو باده گو بیا و بیار
۲
به بزم دور به گردش در آور آن خورشیدکه مقطع ظلمات است و مطلع انوار
۳
میی که در شب تاری جهان کند روشنچنانکه از شکن زلف عکس چهره یار
۴
مفتّح در شادی رحیق لعل آسامفرّح همه غمها شراب نوش گوار
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth