شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۰

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر آن کس که دیده ست آن خاک پانیاید به چشمش دگر توتیا
۲
رخت را به خورشید کردم مثلبدیدم کنون از کجا تا کجا
۳
زبویت دلم همچو گل بشکفدچو بشکفتن گل ز باد صبا
۴
زهی لعل تو خاتم ملک جمرخ روشنت جام گیتی نما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth