شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۲

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابتکه نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابت
۲
زهی سعادت آن کس که پای بند کسی شدبریده از همه پیوند و خویش و اهل و قرابت
۳
به شب رسید دگر بار روزم از غم هجرانبسان تیغ شود موی بر تنم ز صلابت
۴
برآر کامم از آن لعل بی کرشمه و ابروکه خود سؤال گدا را چه حاجت است کتابت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth