خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۳۰
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سلطان فلک را بار بشکستمه من ماه را بازار بشکست
۲
ز شادُرْوان چو گل بیرون خرامیدز حسرت در دل گل خار بشکست
۳
شب تاریک شد چون روز روشنچو سنبل در گل فرخار بشکست
۴
به لب یاقوت را خون در دل افکندبه رخ خورشید را مقدار بشکست
صفحهٔ ۱ از ۳