شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۳۳

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا رب آن ماه است یا رخسار دوستیا رب آن سرو است یا بالای اوست
۲
بعد ازین جان من و سودای اوگر برآید بر من از عشقش نکوست
۳
وه! که باد صبح جانم تازه کردای نسیم صبحگاهی این چه بوست
۴
بی خطایی دور راند این چه طبعبی گناهی خشم گیرد این چه خوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth