شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۴۳

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تو تا مقصود چندان منزلی در پیش نیستیک قدم بر هر دو عالم نه که گامی بیش نیست
۲
معنی درویش اگر خواهی کمال نیستی استهر که را هستی خود باقی ست او درویش نیست
۳
تا تو ناکامی نبینی کی توانی یافت کامزان که مرهم در حقیقت جز برای ریش نیست
۴
بندگی کن عشق را وز کفر و دین آزاد باشاز جدل آسوده شد هر کس که او را کیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth