خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۴۸
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
«یعلم اللّه» که مرا از تو شکیبایی نیستطاقت روز فراق و شب تنهایی نیست
۲
دین و دنیا چه بود وصل تو خواهم که مراهیچ کامی دگر از دینی و دنیایی نیست
۳
ناگهت در گذر خلق بگیرم روزیتشنه و آب روان جای شکیبایی نیست
۴
عاشقان را که سر کوی ملامت جای استغم بدنامی و اندیشه رسوایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳