خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز نور رخت افتاده به شک پروانهشمع رخسار ترا شمع فلک پروانه
۲
قدسیان باز گرفتند ز رویت شمعیجور فرّاش شد آن را و ملک پروانه
۳
شمع رخسار تو یک نوبت اگر شعله زدیبگرفتی ز سما تا به سمک پروانه
۴
کار دل راست کن ای دوست به یک پروانهکار شمعی نشود راست به یک پروانه
صفحهٔ ۱ از ۲