شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۷۴

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان پیر را نو شد جوانیمنه ساغر ز دست ار می توانی
۲
کنون هر روز بستان می کند عرضبه روی دوستان گنج نهانی
۳
شقایق از سیاهی می درخشدچو از ابر سیه برق یمانی
۴
تو از دوران گل دستور خود سازکه بنیادی ندارد زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth