خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گریه من بشنوی ای یار بگرییور زاری من گوش کنی زار بگریی
۲
گر حال من سوخته زار بدانیبر درد من سوخته زار بگریی
۳
روزی که چو پروانه به داغ تو بمیرمچون شمع فراوان به شب تار بگریی
۴
بسیار میازار مرا ورنه پس از منیک روز به یاد آری و بسیار بگریی
صفحهٔ ۱ از ۲