خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا! با هواداران ز بیزاری چه میگوییچو زلفت با گرفتاران چه سر داری، چه میگویی
۲
مرا گفتی به دشواری بده جان در فراق منسخن گفتی و جان دادم به دشواری چه میگویی
۳
مرا گفتی که احوالت ز زاری نیک خواهد شدکنون حالم همیبینی بدین زاری چه میگویی
۴
نگفتی میسپارم دل چو دیدی جانسپاریهاکنون دل را چو خود گفتی که بسپاری چه میگویی
صفحهٔ ۱ از ۴