خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هر جانب که آن سرو روان خندان شود پیداز شور عاشقان از هر طرف افغان شود پیدا
۲
نمک میریزد از موج تبسم بر دل ریشملب او هر کجا چون پسته خندان شود پیدا
۳
ز یک انداز چشمی کشتی عمرم تباه آمدکه میگفت از نگاهی این قدر طوفان شود پیدا
۴
به یاد لعل میگون تو در خون جگر ما رابه دور دیده چندین خوشه مرجان شود پیدا
صفحهٔ ۱ از ۲