شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صیاد به من تنگ چنان کرده قفس راکز تنگی جا بسته به من راه نفس را
۲
این چشم پرآشوب نگاهی که تو داریمستی است که بندد به قفا دست عسس را
۳
چون بر نکشم آه و فغان از دل صد چاکاز ناله چه سان منع توان کرد جرس را
۴
یا رب نشود کشته به شمشیر جفایتهر کس که به دل راه دهد غیر تو کس را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth